دوباره سلام   

سلامممممممممممممممممم

می دونین چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده؟!!!!

هیچ بهونه ای نمی تونم بیارم چون مقصر خود منم

دوباره سلام

---------------------------------------------------------------

شما مانند رادیویی هستید

 

 

که می توانید ایستگاههای

 

 

زیادی را بگیرید، آنچه دریافت

 

 

می کنید اساسا بستگی به چیزی

 

 

دارد که توجه خود را به آن

 

 

معطوف می سازید

 

" سانیا رومان "

 

 

 

 

اگر تنها ابزاری که دارید یک چکش است خیلی دلتان می خواهد

 

 با همه چیز طوری رفتار کنید  انگار که میخ هستند.

 

" ابراهام مازلو"

لینک
   خدايا   

خدايا به من زيستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست ميداری.

خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز

چگونه مردن را خود خواهم آموخت. 

 

سال شاد و سرشار از موفقیتی را برای تمام دوستانم آرزو دارم.

لینک
   اعتقاد به خدا   

شما دو راه در پیش دارید یا به خدا اعتقاد ورزید یا بدان معتقد نباشید ، کدام را بر می گزینید؟

  عقل بشریتان پاسخ نمیتواند داد اما بازی ادامه دارد .

مثل این است که شما با طبیعت امور عالم شرط بندی می کنید تا سرانجام در روز قیامت یا شیر را رو کند یا خط را . بسنجید و ببینید آیا هر آنچه را دارید بر سر شیر ، یعنی وجود خدا شرط ببندید بیشتر سود خواهید کرد یا زیان :

اگر شرط راببرید ، آنچه بدست آورده اید سعادت ابدی خواهد بود ، اگر شرط را ببازید ، در واقع چیزی از دست نداده اید .

اگر بیشمار احتمال در کار باشد و در این قمار ، تنها یکی از آنها وجود خدا را تایید کند باز هم شما هر آنچه را دارید بر روی خدا شرط ببندید ، زیرا اگر چه با این کار یقینا خود را در معرض زیانی محدود قرار می دهید ، معالوصف هر زیانی که محدود باشد ، حتی اگر قطعی باشد ، باز هم معقول خواهد بود به شرطی که در مقابل ، رسیدن به سود نا محدود در کار باشد .

پس برخیزید و ایمان آورید چرا که در قمار ایمان شما فقط برنده اید ، باختی در کار نیست ، پس چرا معطلید ؟ می ترسید چه را از کف دهید ؟

لینک
   نيايش   

خداوندا!

به مذهبی ها بفهمان که:

آدم از خاک است.

بگو که:

یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی،

در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.

و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید ، پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

»دکتر علی شریعتی «

لینک

   دایره ای   

 

چرا تمام چیزهای جهان شکل کره است؟

زمین ٬ ستاره ٬ خورشید ٬

الکترون و پروتون ٬

هر ملکول ٬ هر اتم ٬

هر ذره ای :

- خشت بنای این جهان -

منظومه ای

- شهری – دهی – از کشورهای بی سر و پایان جهان -

 

چرا تمام حرکت های جهان دایره ای است؟

زمین ٬ ستاره ٬ خورشید ٬

الکترون و پروتون ٬

هر ملکول ٬ هر اتم ٬

هر ذره ای :

- خشت بنای این جهان -

منظومه ای

- شهری – دهی – از کشورهای بی سر و پایان جهان -

هر زنده ای

- چه یک گیاه ٬ چه جاندار -

دور می زند ٬ دایره وار

تمام چیزهای جهان دایره وار دور می زند :

آب و خاک

شب و روز

صبح و غروب

هر ثانیه ٬ هر دقیقه ٬ هر ساعت

هر هفته ٬ هر ماه ٬ هر فصل

- بهار ٬ تابستان ٬

پائیز ٬ زمستان –

هر سال!

 

                                                        "دکتر شریعتی"

 

 

می دونی احساسی که خطوط منحنی منتقل می کنن چه حسیه؟ 

 

 


لینک
   هم اینک ، همینجا زندگی کن!   

هم اینک ، همینجا زندگی کن!

زندگی کردن در امید، زندگی کردن در آینده است، واین خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است.

هم اینک هم اینجا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذتبخش است. همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری. 

در این دنیا، همینجا و هم اینک بمان و به راهت ادامه بده و با قهقهه ای برخاسته از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص! راهت را به سوی خدا بخند! راهت را به سوی خدا آواز بخوان. 

باید دنیایی از آدمهای به واقع حساس بیافرینیم، که بتوانند موسیقی، شعر و نقاشی را درک کنند، بتوانند طبیعت را بفهمند، بتوانند زیبایی انسان، طبیعت و دنیایی که آنها را احاطه کرده است، درک کنند،ستارگان را ، ماه را،خورشید را.

انسانیت ، قلب و احساس خود را از دست داده و ما باید آن را به هر کس که خواستار آن است، باز گردانیم.

پس بیایید ما نیز هستی را آنگونه که هست درک کنیم تا ترنم زمزمه خداوندی را با تمام وجود احساس کنیم !!!و برای انسانیت پیام آور این جمله باشیم که ممکن است همینجا بهشت باشد.

آیا فکر می کنید بهشت جایی در آسمانهاست و قرار است روزی در آینده درهای آن باز شود؟

لینک

   تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء   

تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء

اى خداى بزرگ، اى ايده‏آل غايى من، اى نهايت آرزوهاى بشرى، عاجزانه در مقابلت به خاك مى‏افتم، تو را سجده مى‏كنم، مى‏پرستم، سپاس مى‏گويم، ستايش مى‏كنم كه فقط تو، آرى فقط تو اى خداى بزرگ شايسته سپاس و ستايشى، محبوب بشرى، فقط تويى، گمشده من تويى. ولى افسوس كه اغلب تظاهرات فريبنده و زودگذر دنيا را به جاى تو مى‏پرستم. به آن‏ها عشق مى‏ورزم و تو را فراموش مى‏كنم! اگرچه نمى‏توانم آن را هم فراموشى بنامم چون يك زيبايى يا يك تظاهر فريبنده نيز جلوه توست و مسحور تجليات تو شدن نيز عشق به ذات توست.
من هرگاه مفتون هرچيز شده‏ام، در اعماق دل خود، به تو عشق ورزيده‏ام، بنابراين اى خداى بزرگ، تو از اين نظر مرا سرزنش مكن. فقط ظرفيت و شايستگى عطا كن تا هر چه بيش‏تر به تو نزديك شوم و در راه درازى كه به‏سوى بوستان بى‏انتها و ابدى تو دارم، اين سبزه‏ها و خزه‏هاى ناچيز نظر مرا جلب نكند و از راه اصلى باز ندارند.

در دنيا، به چيزهاى كوچكى خوشحال مى‏شوم كه ارزشى ندارند و از چيزهايى رنج مى‏برم كه بى‏اساسند. اين خوشحالى‏ها و ناراحتى‏ها دليل كم‏ظرفيتى من است.

هنوز گرفتار زندان غم و اندوهم. هنوز اسير خوشى و لذتم... كمندِ درازِ آمال و آرزو، بال و پرم را بسته، اسير و گرفتارم كرده و با آزادى، آرى آزادىِ واقعى خيلى فاصله دارم.

ولى اى خداى بزرگ، در همين مرحله‏اى كه هستم احساس مى‏كنم كه تو مانند راهبرى خردمند مرا پند و اندرز مى‏دهى، آيات مقدس خود را به من مى‏نمايى و مرا عبرت مى‏دهى! چه‏بسا كه در موضوعى ترس و وحشت داشتم و تو مرا كمك كردى. چيزهايى محال و ممتنع را جنبه امكان دادى و چه بسا مواقع كه به چيزى ايمان و اطمينان داشتم ولى تو آن را از من گرفتى و دچار غم و اندوهم كردى و به من نمودى كه اراده و مشيت هر چيز به دست توست. فعاليت مى‏كنيم، پايين و بالا مى‏رويم ولى ذلّت و عزّت فقط به دست توست

 

لینک
   ديدن و نديدن   

 

فاصله ٬ یه حرف ساده ست ٬ بین دیدن و نديدن.

بگو صرفه با کدومه٬ شنیدن یا نشنیدن؟

ما می خواستیم٬ از درختا ٬ کاغذ و قلم بسازیم٬

بنویسیم تا بمونیم ٬ پشت سایه جون نبازیم .

آینه ها اینجا نبودن٬ تا ببینیم که چه زشتیم.

رو درخت با نوک خنجر٬ زنده باد درخت نوشتیم.

زنگ خوش صدای تفریح ٬ برامون زنگ خطر شد.

همه چوبای جنگل ٬ دسته تیغ تبر شد.

اگه حرفمو شنیدی ٬ جنگل رو نده به پاییز.

کاری کن ٬ درخت باغچه ٬ تن نده به خنجر تیز.

با جونه ها یکی شو ٬

قد بکش٬

نگو که سخته

جنگل تازه بپا کن ٬

هر یه آدم٬ یه درخته.

فاصله ٬ یه حرف ساده ست ٬ بین دیدن و ندیدن.

بگو صرفه با کدومه٬ شنیدن یا نشنیدن؟

لینک
   نخستين بهار خلقت   

 

در آغاز هيچ نبود، کلمه بود، و آن کلمه خدا بود...

 

و خدا بود، و با او عدم ، و عدم گوش نداشت.

 

 حرفهايي هست براي گفتن، که اگر گوشي نبود نمي گوييم

 

 و حرفهايي هست براي نگفتن؛ حرفهايي که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورند .

 

حرفهاي شگفت، زيبا و اهورايي همين هايند.

 

 و سرمايه ي ما ورايي هر کسي به اندازه ي حرفهايي است که براي نگفتن دارد.

 

 حرفهاي بي تاب و طاقت فرسا، که همچون زبانه هاي بي قرار آتشند.

 

و کلماتش هر يک انفجاري را به بند کشيده اند.

 

 کلماتي که پاره هاي بودن آدمي اند.

 

 و خدا براي نگفتن حرفهاي بسيار داشت،

 

 که در بي کرانگي دلش موج مي زد و بي قرارش مي کرد.

 

 و عدم چه گونه مي توانست مخاطب او باشد؟ ...

 

 کسي نمي خواست، کسي نمي ديد، کسي عصيان نمي کرد، کسي عشق نمي ورزيد،

 

کسي نيازمند نبود، کسي درد نداشت...و...

 

و خداوند براي حرفهايش باز هم مخاطبي نيافت .

 

هيچ کس او را نمي شناخت، هيچ کس با او انس نمي توانست بست.

 

 انسان را آفريد.

 

 و اين،نخستين بهار خلقت بود.

 

دکتر علي شريعتي

 

 

لینک
   همیشه یادت باشه   

 

همیشه یادت باشه

 

زندگی به مقدار نفسی که می کشی نیست.

 

در واقع اون لحظه هایی ست که نفست رو بند میاره .

 

 

لینک
   ...   

 

آرام باش 

توکل کن

تفکر کن

سپس آستین هایت را بالا بزن

آنگاه می بینی که  

دستان خداوند زودتر از تو دست بکار شده.

"امیر المومنین(ع)"

 

 

لینک
   خواسته هايم   

 

اگر به سوگ آن چيزهايی نشسته ايد

که می خواستيد و بدست نياورده ايد

به تمام آن چيزهايی بينديشيد که نمی خواستيد

و بدست هم نياورديد .

 

 

ناراحت بودن برای آنچه نداريد نابود کردن چيزهايی است که داريد.

؛ کی کيز ؛

 

 

لینک
   زندگي زيباست   

زندگي ، چيزي ست تلخ و نامطبوع اما زيباسازي آن كاري ست نه چندان دشوار. براي ايجاد اين دگرگوني كافي نيست كه مثلاً دويست هزار روبل در لاتاري ببري يا به اخذ نشان « عقاب سفيد » نايل آيي يا با زيبارويي دلفريب ازدواج كني يا به عنوان انساني خوش قلب شهره ي دهر شوي ــ نعمتهايي را كه برشمردم ، فناپذيرند ، به عادت روزانه مبدل ميشوند. براي آنكه مدام ــ حتي به گاه ماتم و اندوه ــ احساس خوشبختي كني بايد: اولاً از آنچه كه داري راضي و خشنود باشي ، ثانياً از اين انديشه كه « ممكن بود بدتر از اين شود » احساس خرسندي كني و اين كار دشواري نيست:
وقتي قوطي كبريت در جيبت آتش ميگيرد از اينكه جيب تو انبار باروت نبود خوش باش ، رو خدا را شكر كن.
وقتي عده اي از اقوام فقير بيچاره ات سرزده به ويلاي ييلاقي ات مي آيند ، رنگ رخساره ات را نباز ، بلكه شادماني كن و بانگ بر آر كه: « جاي شكرش باقيست كه اقوامم آمده اند ، نه پليس!
اگر خاري در انگشتت خليد ، برو شكر كن كه: « چه خوب شد كه در چشمم نخليد! »
اگر زن يا خواهر زنت بجاي ترانه اي دلنشين گام مي نوازد ، از كوره در نرو بلكه تا مي تواني شادماني كن كه موسيقي گوش ميكني ، نه زوزه ي شغال يا زنجموره ي گربه.
رو خدا را شكر كن كه نه اسب باركش هستي ، نه ميكرب ، نه كرم تريشين ، نه خوك ، نه الاغ ، نه ساس ، نه خرس كولي هاي دوره گردپايكوبي كن كه نه شل هستي ، نه كور ، نه كر ، نه لال و نه مبتلا به وبا … هلهله كن كه در اين لحظه روي نيمكت متهمان ننشسته اي ،‌ روياروي طلبكار نايستاده اي و براي دريافت حق التأليفت در حال چانه زدن با ناشرت نيستي.
اگر در محلي نه چندان پرت و دور افتاده سكونت داري از اين انديشه كه ممكن بود محل سكونتت پرت تر و دور افتاده تر از اين باشد شادماني كن.
اگر فقط يك دندانت درد ميكند ، دل به اين خوش دار كه تمام دندانهايت درد نمي كنند.
اگر اين امكان را داري كه مجله ي « شهروند » را نخواني يا روي بشكه ي مخصوص حمل فاضلاب ننشسته و يا در آن واحد سه تا زن نگرفته باشي ، شادي و پايكوبي كن.
وقتي به كلانتري جلبت ميكنند از اينكه مقصد تو كلانتري ست ، نه جهنم سوزان ، خوشحال باش و جست و خيز كن.
اگر با تركه ي توس به جانت افتاده اند هلهله كن كه: « خوشا به حالم كه با گزنه به جانم نيفتاده اند! »
اگر زنت به تو خيانت مي كند ، دل بدين خوش دار كه به تو خيانت مي كند ،‌ نه به مام ميهن.

آنتوان چخوف

لینک
   بخشش آگاهانه   

تا حالا فکر کردی برای اینکه از زندگیت لذت ببری ٬ چه کارهایی می تونی انجام بدی؟

تا حالا به این فکر کردی که میتونی چه کارایی برای دیگران  ٬ انجام بدی که از زندگیت لذت ببری؟

ما گاهی فراموش می کنیم که قطره های کوچکی از رودخانه بزرگ زندگی هستیم که با هم می آییم ٬ از هم جدا می شویم ٬ در نهایت به هم می پیوندیم و دوباره شکل می گیریم .

من معتقدم ما برای اینکه از زندگیمون لذت ببریم باید بخشش آگاهانه را یاد بگیریم ، ما باید ، توجه ٬ مهربانی و عطوفت خود را بی دریغ و به هردلیلی در زمان دیدار با دیگران ابراز کنیم ٬ فرقی نمی کند چگونه ٬ با کلام شیرین ٬ با آغوشی گرم ٬لبخند و یا خدمتی کوچک . اما چیزی که مهم است این است که طرف مقابل را شاد کنیم و از لذت بخشش آگاه شویم.

بخشش به ما می آموزد که ارزش چیزهای بخشیدنی با بخشیدن آن افزایش می یابد وهمچنین وقتی  چیزی ، با محبت و عشق داده شود ارزش آن چند برابر می گرذد .

ما اگر می خواهیم که از زندگی مان لذت ببریم باید ارزش آن را در بخشش عطوفت ومهربانی بیابیم .

عشق و محبتی که ما به دیگران ابراز می کنیم فقط به شادی یک نفر ختم نمی شود . بلکه یک عطوفت کوچک می تواند منجر به شادی خیلی ها شود . چون ما ، همه به یکدیگر وابسته ایم و بیشترین لذت را از شادمانی دیگران بدست می آوریم .

من به تو پیشنهاد می کنم برای لذت بردن از زندگی ٬ به دیگران بی دریغ عشق بورزی و محبت کنی ٬ نه بخاطر شادی آنها بلکه ، فقط و فقط بخاطر خودت ، چون لذتی که بخشیدن مهر و محبت به ارمغان میاره با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست . و فراموش نکن ، که محبت کردن یعنی دوست داشتن مردم بیش از استحقاق آنها .

پس

عشق بورز٬

       محبت کن

             و اجازه بده خداوند از پشت چشمان تو به انسانها لبخند بزنه .

 

 

لینک
   ما بزرگ می شویم   

 

ما بزرگ می شویم...

بزرگ می شویم که نامردمی ها را یاد بگیریم.

بزرگ می شویم که صداقت را فراموش کنیم .

بزرگ می شویم که شکستن دل دیگران  برایمان را حت شود .

بزرگ می شویم که از دیگران ، از خودمان دور شویم...

 

و

"مثل همه ی رهگذرها ، فقط راه ِ رفتن را خوب بلد باشیم."   *

 

کاش یادمان می ماند که ما همان کودک پاک و ساده هستیم.

کاش لطافت پاک کودکی را هیچ گاه لکه دار نمی کردیم.  *

 

 

*بر گرفته  از وبلاگ راز

 

لینک
   بخشش   

 

او متوقف شده چون چهار چیز شنیده است :

(( تو همیشه اشتباه کردی))

((تو برای عوض شدن خیلی پیری ))

((تو خوب نیستی))

((تو شایسته نیستی))

آنوقت سر به آسمان بلند کرده و صدایی شنیده است :

(( همه اشتباه می کنند تو بخشیده شده ای ،

اما من نمی توانم علیرغم میل تو ،

تو را ببخشم ، تصمیم بگیر))

مبارز حقیقی راه روشنایی بخشش را می پذیرد .

"پائلو کوئیلو"

 

 

لینک
   سمینار دین و مدرنیته   

سمينار يکروزه دين و مدرنيته

پنجشنبه ی این هفته از سوی مؤسسه ی گفت و گوی ادیان، سمینار دین و مدرنیته باحضور آقایان

 

 دکتر سروش، دکتر سعید حجاریان ، دکتر علیرضا علوی تبار ، دکتر محسن کدیور و تنی چند از اساتید

 

 دیگر از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹ روز پنجشنبه ۲۶ مرداد در حسینیه ی ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی

 

 برگزار می شود.

ادامه مطلب...

لینک
   زندگی چيست؟   

 

 

زندگی چیزی نیست که

انسان از سر می گذراند ،

چیزی است که انسان ، بیاد می آورد

و اینکه چگونه آن را

برای باز گفتن بیاد می آورد.

"گارسیا"

 

 

لینک
   آرامش   

 

 

انسان برای ديدن چهره اش به

 

آب رونده نگاه نمی کند به آب

 

ايستاده رو می کند زيرا تنها

 

آنچه که خود آرام است می تواند

 

آرامی را به ديگران برساند.

<< چوانگ تسه >>

 

 

 

لینک
   ...   

 

 

من فکر نمی کنم که مردم

 

خواهان دیدن ما باشند

 

بلکه آنها می خواهند

 

آنچه را که خداوند

 

از طریق ما به آنها می دهد

 

دریافت کنند

"مادر ترزا"

 

لینک